اسلام تهی از حقیقت خود
پیش بینی علی علیه السلام درباره آینده اسلام
(برگرفته از نهج البلاغه، خطبه 102)
به دنیا از دریچه چشم پارسایان بنگرید، آنان که از دنیا روى برتافتند و بدان دل نبستند، زیرا به خدا سوگند کسى را که در آن سکنى گزیده بزودى بیرون برَد و آن خوشگذران رفاه طلب را به زارى افکنَد. آنچه پشت کرده و درگذشته است دیگر بازنگردد و از آنچه آید، کسى خبر ندارد تا به انتظارش نشیند. خوشحالىِ آن همزاد اندوه و غم است و چالاکىِ مردان آن رو به سوى سستى و ضعف.
پس، از این همه چیزها که به چشمتان بزرگ آید و از آن به شگفت آیید، فریب نخورید، زیرا بسیار کم با شما مانَد.خدا رحمت کند کسى را که بیندیشد تا پند گیرد، آنگاه پذیرد و به کار بندد. پس گویى دنیایى که هم اکنون هست بزودى نیست شود، و آخرت که آغاز گردد گویى همچنان بوده است. هر چیز تمام شود، و هرچه انتظارش را برى خواهد آمد، و هرچه آمدنى است بزودى خواهد رسید.
دانا کسى است که قدر خویش شناسد، و در نادانىِ آدمى همین بس که ارزش خود نداند. بدترینِ مردم نزد خدا کسى است که خدا او را به خودش واگذارد، و از راه درست روى برتابد و بدون راهبر راه سپرَد. اگر به کشت دنیا دعوت شود پاسخ گوید و دست به کار شود، ولى اگر به کشت آخرت خوانده شود سستى کند. گویى کار در مزرعه دنیا بر او واجب است، ولى در مزرعه آخرت مسؤولیّتى به دوشش نیست!
روزگار فتنه زمانى است که تنها ایماندار گمنام نجات یابد، اگر در صحنه آید، شناخته نشود و اگر حاضر نشود، نبود او احساس نگردد. آنان چراغهاى هدایت و نشانه هاى راه در شب اند. سخن چینى نکنند، و حریم جامعه را با شرّ و فساد ندرند، و از شایعه پراکنى و بدگویى دورى کنند. خداوند درهاى رحمت خویش را بر آنها بگشاید و سختىِ خشمش را از آنان برطرف سازد.
اى مردم، بزودى روزگارى بر شما آید که اسلام از حقیقت خود تهى شود همان گونه که ظرفى پر واژگون گردد.
دنیا
چه شده؟
آرزو می کنید آنچه را که به آن نمی رسید،
فراهم می کنید آنچه را که نخواهید خورد
و بنا می کنید چیزی را که در آن ساکن نخواهید شد.
علی علیه السلام
نهج البلاغه (کلمات قصار)
هزار لاله داغدار
تعداد شهدای غزه از ١٠٠٠ گذشت. ١٠٠٠ لاله سرخ داغدار بر وسعت غزه رویید.

قطعا و بر اساس نظم و قوانین الهی این ١٠٠٠ لاله کاری خواهند کرد کارستان.
شک ندارم.
حسین
سفر، خانواده، حج، کاروان، لبیک، احرام، کعبه، مسجدالحرام، طواف، نماز، رکن، مقام، زمزم، نامه، دعوت، کوفه، خروج، هجرت، امر به معروف، نهی از منکر، سفیر، نامه، قتل، ابن زیاد، بیعت، یزید، شام، قاضی، خارجی، ترس، مسجد، مسلم، پیمان، کاروان، نینوا، استرجاع، خیمه، حر، آب، تکلیف، فرات، جیره بندی، حجت، قاسم، عسل، عباس، امان نامه، شمر، استمهال، دعا، تهجد، نماز، قرآن، زینب، یزید، عاشورا، جهاد، عطش، هفتاد و دو، حر، تصمیم، انتخاب، نار، بهشت، علی اکبر، پیامبر، خَلق، خُلق، عمر سعد، ری، بیرق، نماز، جماعت، خارجی، علی اصغر، سقا، ادب، فداکار، دست، دین، مشک، امید، وفا، پشت خمیده، هل من ناصر، شجاعت، حسین، ذلت، هیهات، وارث، آدم، خاتم، کشتی نجات، چراغ هدایت، حسین، زینب، وداع، سکینه، ذوالجناح، حسین، وداع، حرم، مرگ، سعادت، نیزه، دین محمد، مکتب، سید جوانان اهل بهشت، شمر، خنجر، حسین، زینب، تل، شمر، خون، رضا، سر، ثارالله، حسین، سیدالشهدا، غارت، آتش، خیمه، زره، حسین، انگشت، فرار، انگشتر، نعل، اسب، سر، تاخت و تاز، شهدا، نیزه، بیمار، غافله سالار، اسیر، خارجی، اهل بیت، هلهله، کوفه، شادی، زینب، ابن زیاد، سجاد، کاروان، شام، یزید، زینب، سجاد، حسین، تاریخ، عبرت، فلسطین، اسراییل، غزه، سکوت...
انا هاهنا قاعدون
دیشب صدای غرش تانک در شهر مقاومت و خون و آتش و اضطراب و ناله و شیون و ترس و امید، صدای آمبولانسها را خفه کرد. انفجار در پی انفجار و پرواز در پی پرواز. دیشب اسراییلیان قهقهه مستانه سر دادند و کودکان فلسطین مزه تلخ یتیمی را چشیدند.
یادم می آید همیشه برایم این سوال مطرح بوده که چرا بارها و بارها از پیامبران قوم بنی اسراییل و رفتار این قوم با پیامبرانشان در قرآن سخن گفته شده اما هر بار که جنایت تازه ای از ما ترک این قوم می بینم درمی یابم که شاید علت این همه تاکید همین لحظات و ادوار بحرانی و سرنوشت ساز است. وا اسفا بر ما مسلمانان که هنوز خوابیم. به خدا سوگند که خوابیم. خودمان شده ایم قوم موسی. آنجا که به موسی گفتند"تو و پروردگارت بروید و آنها را بکشید. ما همین جا نشسته ایم" (مائده ٢۴). حال مثل ما مسلمانان شده همین مثل. سوال من اینجاست که آیا گردنکشی و عصیان فرزندان ناخلف اسراییل با سکوت و شعار و بیانیه و تجمع مسلمین پایان یافتنیست؟
جنگ صلح است و صلح جنگ!
دنیای غریبی است. وزیر خارجه اسراییل می گوید که ما نماینده تمدن مدرن هستیم و داریم با حماس می جنگیم. فهرست دریافت کنندگان جایزه صلح نوبل دیدنی است. برای نمونه روزولت، هنری کیسینجر، انور سادات، مناخیم بیگین، گورباچف، یاسر عرفات، اسحاق رابین،شیمون پرز، جیمی کارتر و الگور. منصف باشیم. یک بار دیگر این نفرات را مرور کنیم. آیا واژه صلح در کنار انور سادات واژه غریبی نیست؟ آیا اسحاق رابین سنخیتی با کلمه صلح دارد؟ نکند صلح را مرحوم دهخدا در دائره المعارف فاخر خود به اشتباه توضیح داده و ترجمه کرده است؟
نکته حائز اهمیت این فهرست تعداد آمریکاییان دارنده این جایزه صلحند. ای نفرین به تو ای روزگار! کشوری که از همان سال ١٩٠٠ که جایزه صلح نوبل اختراع شد ده ها جنگ و خونریزی و فساد و توطئه و ترور و براندازی و دخالت و اشغال در کارنامه خود دارد، بیشترین جایزه صلح را دریافت کرده است. نکند صلح یعنی جنگ و جنگ یعنی صلح؟ حاشا به انصافتان! جناب فرانسه سفیر ایران را برای وقایع اخیری که متاسفانه در دفتر سرکار خانم شیرین عبادی -تنها دارنده ایرانی جایزه صلح نوبل - به وقوع پیوسته، احضار می کند، اما در مورد ۴٣۵ کشته هفت روزه غزه که ٧۵ نفر آنها کودکان معصوم و بی گناه است هیچ واکنشی نشان نمی دهد. ای روزگار! ای روزگار!
این برخوردهای دوگانه را نباید تامل کرد؟ چه ساده لوحانه است که بگوییم دارند تروریسم حماس را از بین می برند؟ آیا اطفال به خون غلطیده غزه تروریستند؟ آیا حماس که از سال ٢٠٠٠ تاکنون جمعا ٢٠ اسراییلی را نکشته تروریست است اما کشور قصاب صبرا و شتیلا به دلیل قصابی این همه انسان باید جایزه صلح نوبل بگیرد؟ روزگار چقدر نامرد شده ای! آن قدیم ترها منصف تر نبودی؟
اما یک جمله با خانم زیپی لیونی. سرکار خانم اگر شما نماینده تمدن مدرن هستید. تمدن و مدرنیته و اعوان و انصار و انصاب آن ارزانی خودتان. بچه های غزه تمدن مدرن نمی خواهند. مدرنیته ای که جایزه صلحش را به شیمون پرز می دهد، برای خودتان. بچه های غزه حق طبیعی حیاتشان را می خواهند. می خواهند بازی کنند، مدرسه بروند. غذا بخورند! کشورشان را که اشغال کردید. باریکه غزه را هم نمی توانید به آنها ببینید؟ به قول خودمان: انصافتون را شکر!
سفیر حقوق بشر
همه دست در دست هم داده اند تا تو را نابود کنند ایمان! دخترکم!
مادر طاقت نارحتی تو را ندارد. میدانم گرسنه ای. الان چندماهی است که غذای خوبی نخورده ای.
مادر به قربان آن چشمهای زیبایت! عزیزم!
بخند دخترکم. بخند. بیا کمی آب بخور.
الان همه حقوق بشریها چشمشان بسته است. تو چشمانت را باز کن. همه به تعطیلات سال نو رفته اند. حقوق بشر هم تعطیل شده است. دخترم! عزیز دلم! ایمان من! مادر! همه خوابند. دنیا خواب است. ایمانم! تو نخواب. بیدار شو.
به یاد داری دیشب می گفتی که سال دیگر به مدرسه می روی. درس می خوانی و باسواد میشوی. گفتی می خواهی پرستار شوی. گفتی می خواهی زخم های تن برادر و پدرت را خوب کنی.
ایمانم. مادر بخند. حرف بزن. بگو که هنوز بیداری. بگو که هنوز ایمان منی. دخترم نگاه کن. صورت مادرت زخمی شده. مگر تو پرستار نیستی. بلند شو. بلند شو. دخترم! نگاه کن غزه را! شهر زخمی است.
ببین برایمان نان آورده اند. مگر گرسنه نبودی؟ شهرمان را ویران کردند و در عوض نانمان دادند. بلند شو. دهانت را باز کن. بخور. آفرین دخترم!
عزیزکم! ما که کنار هم خوابیده بودیم.
ای نفرین بر تو باد ای بخت!
چرا سقف باید روی سر تو خراب شود؟ بیدار شو. نخواب. ایمان من!
ای نفرین بر تو باد ای بمب! ای سفیر حقوق بشر! خوب حقمان را روی سقفمان انداختید! نفرین بر شما!
داغت بر دلم نشست مادر.
بیدار شو! بیدار شو دخترکم!
متن بیانیه رهبری در کشتار دیروز غزه و اعلام عزای عمومی
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
جنایت هولناک رژیم صهیونیستی در غزه و قتلعام صدها مرد و زن و کودک مظلوم، بار دیگر چهرهی خونخوار گرگهای صهیونیست را از پشت پردهی تزویرِ سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این کافر حربی را در قلب سرزمینهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحهکاران گوشزد کرد. مصیبت این حادثهی هولناک برای هر مسلمان بلکه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطهی جهان بسی گران و کوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سکوت تشویقآمیز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر که دولتهای مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میکردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعهآفرینیِ بزرگ معرفی کنند؟
سران این کشورها چه جوابی در برابر رسولالله صلیاللهعلیهوآله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود که یقیناً عزادار این فاجعهاند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر کشورهای اسلامی از این کشتار، پس از آن محاصرهی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.
دولت جنایتکار بوش در واپسین روزهای حکمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریکا را بیش از پیش روسیاه کرد و پروندهی جرائم خود را به عنوان جنایتکار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بیتفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعهی بزرگ، یکبار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت کردند و شرکت خود در جبههی ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اکنون سئوال من از علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر این است که آیا هنگام آن نرسیده است که برای اسلام و مسلمین احساس خطر کنید؟ آیا هنگام آن نرسیده است که به واجب نهی از منکر و کلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل کنید؟
آیا عرصهی دیگری عریانتر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی کُفار حربی با منافقان امّت برای سرکوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تکلیف کنید؟
سئوال من از رسانهها و روشنفکران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است که تا چه هنگام به مسئولیت رسانهئی و روشنفکری خود بیتفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممکن است رسوا شوند؟
همهی مجاهدان فلسطین و همهی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بیدفاع غزهاند و هر کس در این دفاع مشروع و مقدس کشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت که در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسولالله صلیاللهعلیهوآله محشور شود.
سازمان کنفرانس اسلامی باید در این شرائط حساس به وظیفهی تاریخی خود عمل کند و جبههی یکپارچهئی به دور از ملاحظهکاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشکیل دهد. باید رژیم صهیونیستی به وسیلهی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصرهی طولانی مدّت، شخصاً محاکمه و مجازات شوند.
ملّتهای مسلمان میتوانند با عزّم راسخ خود این مطالبات را تحقّق بخشند و وظیفهی سیاستمداران و علما و روشنفکران در این بُرهه بسی سنگینتر از دیگران است.
اینجانب به مناسبت فاجعهی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام میکنم و مسئولان کشور را به ادای وظائف خود در این حادثهی غمانگیز فرا میخوانم.
وَ سَیعلَمُ الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون.
سیّدعلی خامنهای
8/دی/1387
29/ذیالحجةالحرام/1429